خانه / بایگانی برچسب: پارت شش

بایگانی برچسب: پارت شش

رمان هفت خط/پارت شش

با دیدن چشمای سرخ شده بابام خودم و یه کم به سمت شیشه نزدیک تر کردم و قبل از اینکه جلوی من برای چندمین بار بشکنه و به گریه بیفته گفتم: – بابایی جونم.. منو ببین… سالم و سلامت رو به روت نشستم. نمیگم همه چی اوکیه و هیچ مشکلی …

توضیحات بیشتر »

رمان آخرین بلیت تهران/پارت شش

“راه آهن” فايل مربوط به اصول و فنون پرستاري رو بستم و بعد از خاموش كردنِ تنها كامپيوتر خونه كه متعلق به اميرحسين بود، با سر انگشت هام، شقيقه هاي دردناكم رو ماساژ دادم. به خوندن از روي برگه عادت داشتم اما تهيه ي كتاب يا پرينت گرفتن از روي …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من/پارت شش

با بغض به در اتاق ارباب و همسر جدیدش که داخل اتاق رفته بودند خیره شده بودم امشب شب حجله اشون بود و همه ی زن ها بخاطر رسم و رسومات کنار در اتاق ایستاده بودند با شنیدن صدای جیغ گلناز دستم و روی قلبم گذاشتم که صدای کل کشیدن …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت شش

  صاف شدمو سرمو اوردم بالا که نگاهم قفل شد تو دو تا تیله مشکی چشمام کم کم درشت تر از حد معمول شد صدای هاشمی از کنارم اومد: _ایشون اقای علیسان شایان هستن، انشالله میخوان ازین به بعد حامی مالی بهزیستی باشن نا باور نگاهمو بین خانوم هاشمی و …

توضیحات بیشتر »

رمان گرداب/پارت شش

  گاهی تو دلم یه نسیم میپیچید وقتی به این کارش یا توجه های کوچیک دیگه اش فکر میکردم… مثلا مثل دیروز که وقتی رفت و من از اتاق رفتم بیرون دیدم یه عابربانک و یه یادداشت کوچیک کنارش روی کانتر واسم گذاشته و نوشته شاید احتیاجت بشه با خیال …

توضیحات بیشتر »