خانه / بایگانی برچسب: پارت سیزده

بایگانی برچسب: پارت سیزده

رمان حصار/پارت سیزده

  _نگو که دختر رئیس شرکت هم باید پایبند قوانین باشه؟ بهار حین برداشتن ظرف جلوی امیر که همون لحظه تموم شده و دهنش رو با دستمال پاک میکنه ، جواب ایرج خان رو با ابروهای بالا پریده میده: _چرا که نه ؟ قوانین باباست ، اینکه نباید از آپشن …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من /پارت سیزده

کنجکاو بهش خیره شدم و گفتم: _پس خانوم بزرگ چی؟! _اون خودش بهتر از همه میدونه چیکار کنه یه مدت دور باشیم بهتره شاید ناز بانو هم سر عقل اومد و گفت ک حامله نیست اون نقشه ی کثیفش رو اجرا نکرد اما اگه نقشه رو عملی کرد کاری باهاش …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت سیزده

ماریا: دست به سینه نشستم و سرمو تکیه دادم به شیشه، نن جون از توی اینه نگام کرد و عینک دودیشو جا به جا کرد گفت: _ ببین ماریا، اگه این پسره رو تور نکنی اسکولی، خوشتیپ، خوشگل، خوش زبون، از همه مهم تر پولداره، ولی نمیفهمی که، همش عین …

توضیحات بیشتر »