خانه / بایگانی برچسب: معشوقه استاد

بایگانی برچسب: معشوقه استاد

رمان معشوقه استاد/پارت بیستو چهار

_لئون:همکاری که من ازش حرف می زنم نیاز به سرمایه داره…! سرمو زیر انداختم و مشغول بازی کردن با انگشتام شدم. مطمئن بودم ماهی جون نه تنها ناراحت نمیشد بلکه خوشحالم میشد که من سند خونه ای که به نامم زده بود رو خرجه سرمایه ای که لئون می خواست …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت بیستو یک

  ترسیده از روش بلند شدم و به در زل زدم. با دیدن ماهی جون که با چشمای درشت شده روی ولیچرش نشسته بود و داشت مارو نگاه می کرد از شرم لپام گل انداخت. از جام بلند شدم اما لئون همون طور خونسرد روی تخت دراز کشیده بود. _عممم…چیزه… …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت هجده

  همون پسر خارجیه گفت _شما اسمم داری خانوم خوشگله! اروم گفتم _کمند. لئون کنارم روی صندلی نشست که پسره ادامه داد _منم مخلص شما سام هستم. با اینکه چهرش به غربی ها می خورد اما درست مثل لئون قشنگ فارسی صحبت می کرد. دختر کناریه سام که قیافه شیرین …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت چهارده

  ”لئون” خاله داشت ترتیب کارا رو میداد تا تموم ارث و میراثش به کمند برسه… نمی تونستم درکش کنم که چرا می خواد دار و ندارشو به کسی بده که حتی از خون خودشم نیست… تقه ای به در زدم که خاله گفت: بیا تو. وارد اتاقش شدم. روی …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت دوازده

  ناگهان در باز شد و لئون با بالاتنه برهنه جلوم ظاهر شد. سریع رومو ازش برگردوندم و گفتم:تو لباس نداری بپوشی؟ چون نگاهم به سمت دیگه ای بود نمی تونستم واکنش صورتش رو ببینیم فقط صداش کنار گوشم زمزمه میشد! لئون_نمی دونستم باید تو اتاق خودمم لباس بپوشم! با …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/ پارت هفت

  بعد از تموم شدن کلاس سریع وسایلم رو جمع کردم و بین جمعیت از کلاس بیرون زدم به سرعت باد خودم رو از فضای دانشگاه بیرون اوردم و به ماشین نازم سرعت دادم…. بازنگ گوشیم کناری پارک کردم گوشیم رو برداشتم که بادیدن شماره ساحل پوزخندی کنج لبم نشست…. …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت پنج

  سرمو روی پای لاله گذاشتم و اشکم از گوشه چشمم چکید… کمند_لاله من چکارکنم… چرا زندگیم اینجوریه….خسته شدم ازتوهین تحقیر…. چرا من باید تاوان بقیه رو پس بدم… پدرم و مادرم فقیر بودن..سرایداربودن خداخواسته من ناخواسته فرزند این خانواده شدم مگه به میلم بوده؟ لاله_اروم باش…. تاالان خدا باهات …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت چهار

  سمت راست ماهی نشستم و لئون رو به روی من… برای خودم یک کفگیر برنج کشیدم و یک ران برای خودم سالاد هم خالی کردم و شروع به خوردن کردم…مثل زامبی خیلی گشنه بودم… به حرفای بین ماهی و لئون توجه ای نمیکردم بشقابم خالی شد که نیم خیز …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سه

  ساحل_وای دختر این استاده ها…خوب شد کتکش نزدی…. از حرف ساحل خندم گرفت…راست می گفت… اون درس و که به خاطر یاسین حذف کردم…این یکیم که استادو کتک میزدم و می افتادم… هیچی کلا قید دانشگاه رو باید میزدم… تا اخر کلاس دیگه حرفی گفته نشد و فقط فقط …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت دو

با دیدن ماهی و امنه که تو در ایستاده بودن و برام دست میزدن از خجالت قرمز شدم…. سریع رفتم پشت پرده گوشه اتاقم تا لباس بپوشم کمند_عه لیدی من نباید دربزنی بیای تو…شاید مثل الان لخت بوده باشم خب…. حیایی گفتن…خجالتی گفتن… با حرفم ماهی بلند خندید و بریده …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت یک

روی صندلیم جا به جا شدم که ساحل کلافه به پهلوم کوبید ساحل_معلومه چته هی وول میخوری… صاف بشین دیگه….جلسه دومه میایم سراین کلاس باز بی استادیم… کمند_انگار خیلی دوست داری این استادای ور ورو بیان مخمونو بخورن…بیخیال بابا… باخیس شدن بین پام یا خدایی زیر لب گفتم که از …

توضیحات بیشتر »