خانه / بایگانی برچسب: رمان عاشقانه

بایگانی برچسب: رمان عاشقانه

رمان معشوقه استاد/پارت یک

روی صندلیم جا به جا شدم که ساحل کلافه به پهلوم کوبید ساحل_معلومه چته هی وول میخوری… صاف بشین دیگه….جلسه دومه میایم سراین کلاس باز بی استادیم… کمند_انگار خیلی دوست داری این استادای ور ورو بیان مخمونو بخورن…بیخیال بابا… باخیس شدن بین پام یا خدایی زیر لب گفتم که از …

توضیحات بیشتر »

رمان هفت خط/پارت سوم

اگه تجربه اش و نداشتم.. اگه نمی دونستم ته این ترس قراره به کجا برسه و اگه فقط یه خورده کمتر از حد فوبیا بود بدون حرف می رفتم بیرون. ولی ضربان تند شده قلبم.. با اینکه هنوز تنهایی پام و اون بیرون نذاشته بودم و فقط با فکرش به …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من/پارت نه

لبخند تلخی زدم و گفتم _مهم نیست ناراحت نشدم تقریبا تا نیمه های شب حرف زدند خندیدند بعدش همه به قصد خواب بلند شدند و به سمت اتاق هاشون رفتند انقدر خسته بودم ک سرم به بالشت نرسیده خوابم برد… دلم برای ارباب خیلی تنگ شده بود چند روز گذشته …

توضیحات بیشتر »

رمان آخرین بلیت تهران/پارت دوم

تمام مدتي كه حرف مي زد، كارم اين بود كه لبخند بزنم و وانمود كنم اطلاعاتي كه داره بهم مي ده تكراري نيست!! شيشه ي بي رنگي رو برداشت و با خساست چند قطره ازش رو به محفظه ي گيلاس نشون داد و در حالي كه به سمتم مي گرفتش، …

توضیحات بیشتر »

رمان گرداب/پارت هشت

#پارت۵۷ چشم غره ای بهش رفتم و دوتایی خندیدیم.. عسل نگاهی به راننده کرد که هنوز همونطور تکیه داده به ماشین ایستاده بود و گفت: -این یارو خسته نمیشه؟ منم نیم نگاهی بهش انداختم: -نمیدونم..ولی دلم داره کم کم واسش میسوزه..دو ساعته همینطور ایستاده و حتی نگاهشم از روی خودمون …

توضیحات بیشتر »

رمان گرداب/پارت پنج

رمان گرداب

نگاهی به ساعت انداختم.. هنوز تا اومدنش چند ساعتی وقت بود ولی می ترسیدم مثل هرروز نیاد و یه وقت کاری داشته باشه و زودتر از همیشه برسه خونه… شانس من اینقدر گند بود که همچین چیزی اصلا بعید نبود.. وسایل گردگیری رو اورده بودم که اگه رسید یه بهونه …

توضیحات بیشتر »

رمان گرداب/پارت سوم

رمان گرداب

چشمامو محکم بهم فشردم و باز کردم..فک کردم اشتباه میبینم اما نه… یه دختر قد بلند و خیلی لوند با ارایشی غلیظ پشت سامیار وارد خونه شد و درو بست.. نفسم حبس شده بود..خدایا چه عکس العملی باید نشون بدم… فکر کنم سامیار فهمید من چقد مستاصل شدم که با …

توضیحات بیشتر »