خانه / بایگانی برچسب: دانلود رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

بایگانی برچسب: دانلود رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت سیو دو

  چشاشو ریز کرد: _اها _اوهوم شقایق که تازگیا زیاد تو جمعمون نبود و بیشتر سرش گرم زندگیش بود گفت: _یه تیپ خوب بزنی ها ماری، یه موقع جلوی اون دختره کم نیاری دنیا چپ چپ نگام کرد و با تاسف گفت: _این بدبخت میدونه تیپ چیه؟ ته ته سلیقش …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/ پارت شانزده

دوباره چراغو روشن کردم و پوکر فیس زل زدم به علیسان، دستشو برداشت و با چشمای خواب الود نگام کرد، با لحن تندی که ازش بعید بود گفت: _چته؟ خاموش کن دیگه اون لامصبو نه به ظهر که همش نیشش جر خورده بود، نه به الان که با ده قاشق …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت پانزده

علیسان که حالا پیاده شده بود با خنده گفت: _برید داخل رفتن داخل شدیم.. تا اخر ناهار کلسوم و دنیا به هم تیکه میپروندن.. اگه انرژی ای که دنیا تو جواب دادن به کلسوم مصرف میکنه صرف کم کردن وزنش میکرد الان از من لاغر تر بود خونه بزرگی داشتن.. …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت چهارده

پشت سرم راه افتاد و بلند گفت: -تا باشه ازین حساب رسیا -برو بخور بعد بیا ابروهاش بالا پرید، سرمو برگردوندمو به راهم ادامه دادم. *** شماره صندلیمو نگاه کردم و نشستم، نن جون و دنیا هم پشت سرم، نگاهی از بین صندلیا بهشون انداختم و گفتم: -خوب منو تنها …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت دوازده

پسره لندهور! _چی کفت چی گفت؟ نگاهی بهش انداختم و با حرص گفتم: _گفت به دنیا بگو اخلاق سگشو درست کنه که یه اسکولیم پیدا بشه بگیرتش چپ چپی نگام کرد و زیر لب گفت: _نمیخواهی بگویی به پشمانم دیگر چرا پاچه ام را می دَری؟ خندمو مهار کردم و …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت ده

  سرشو اورد بالا و با تعجب نگام گرد، کم کم تعجبش رفت و جاشو به خنده داد از خنده سرش به سمت عقب متمایل شده بودو دستش رو دلش بود دستمو رو دهنم فشوردم و به بخت و زبون لامصبم لعن فرستادم بهم نگاه کرد، اومد دهن باز کنه …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت نه

  به ذره بگی نگی دلم براش میسوخت ولی محل به حسم ندادم، نگاهی به ساعت مچیم انداختم ساعت ۵ شده 😐 رفتم خونه تا آماده بشم برم پیش دنیا. *** دنیا دامن تنگ لباسو تو دستاش فشرد و گفت: _حالا من اینقد هات و جذاب شدم تو اتاق نبره …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت شش

  صاف شدمو سرمو اوردم بالا که نگاهم قفل شد تو دو تا تیله مشکی چشمام کم کم درشت تر از حد معمول شد صدای هاشمی از کنارم اومد: _ایشون اقای علیسان شایان هستن، انشالله میخوان ازین به بعد حامی مالی بهزیستی باشن نا باور نگاهمو بین خانوم هاشمی و …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت پنج

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

_لامصب زده ترکونده امیر نگاهی به چراغ ماشین انداخت و نوچ نوچی کرد: دنیا دستشو تو هوا پرتاپ کرد: _خا توام، الکی الکی دو برابر پول چراغ ماشینت گیرت اومده دیگه زر زر نکن شقایق تکیشو از ماشین گرفت و با حرص جیغ زد: _درست صحبت کن با شوهر من …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت چهارم

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

علیسان چه عطر خوبی داشت تنش، با لبخند بهش نگاه کردم که از پارکینگ بیرون میرفت شونه ای بالا انداختم: _مگه چیز بدی گفتم؟ با صدای زنگ گوشیم نگاهی به شماره انداختم، عکس الهه روی صفحش خاموش روشن میشد: _جونم عشقم؟ با عشوه شروع کرد حرف زدن: _خوبی علیم؟ امشب …

توضیحات بیشتر »

آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت سوم

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

نشستمو محکم در و بستم، فک کردم الان فحش ک دار میده ولی بدونه حرف گازشو گرفت و وارد خیابون اصلی شد دنده رو عوض کرد و گفت: _خب..کجا بریم؟ _برو بهت میگم جلو جلو برای خودم راه میرفتم و همه دوربین و گوشیارو دید میزدم، اول تصمیم گرفتم یدونه …

توضیحات بیشتر »