رمان پگاه

مقدمه گذشته در چشمانم مانده است عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم که نفهمی هنوز هم دوستت دارم برای خواندن این رمان به سایت شهر رمان مراجعه کنید… …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهرغیرتی من/پارت پنجاهو هفت

همه دور هم نشسته بودیم ، هانیه کنار ارباب زاده نشسته بود و تقریبا بهش چسپیده بود دیگه میدونستم این دختر چه ذات بدی داره برای همین ازش خوشم نمیومد مخصوصا جوری رفتار کرده بود که من از مامان نازگل متنفر بشم اما نمیدونست مامان نازگل هر کاری باهام انجام …

توضیحات بیشتر »

رمان گرداب/پارت هشتادو چهار

من هم بغلش کردم و چند دقیقه همینطوری موندیم و قبل از اینکه دوتامون گریه مون بگیره، سریع از هم جدا شدیم…. لبخنده پر بغضی بهش زدم و با اشاره ش دوتایی از اتاق رفتیم بیرون… زیاد عادت به کفش هایی با این پاشنه ی بلند نداشتم و کمی برام …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانم خوش زبون/پارت چهلو سه

#خوش_زبون موزیانه گفتم: _بگردم، بذار بریم خونمون خستگیتو در میارم لبخندش جمع شد و نیشگونی از پام گرفت که اصلا به دستش نیومد، یکم دیگه امتحان کرد که آخر سر قیافش از درد انگشتای خودش جمع شد و با حرص گفت: _چرا انقدر سفته اه بادی به غبغب انداختم و …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیونه

معشوقه استاد

  اندوهگین گفت: _قصد من این بود که توی این دانشگاه پیشرفت کنی و بتونی با خودت کنار بیای و بفهمی که خیلی قوی هستی…قوی هستی چون می تونی جلوی مردی بشینی که یک روز بهت ضربه زد و تحقیرت کرد…می تونی توی چشماش زل بزنی و نفرتت رو فروکش …

توضیحات بیشتر »

سایت جدید شهر رمان

شهر رمان

  دوستان عزیز اینم آدرس سایت جدیدمون(شهر رمان) با بهترین رمان ها   ۸۰ درصد رمانهایی که تو این سایت گذاشته میشه انحصاری است و تو هیچ کانال تلگرامی یا کتابخونه ای پیدا نمیشه   تو این سایت میتونید با ذرخواست دادن با نویسنده رمانها ارتباط برقرار کنید   دوستان …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من/پارت پنحاهو شش

رمان شوهر غیرتی من

مهمونی شروع شده بود انگار صدای جیغ و داد داشت میومد تلخ خندیدم و رفتم روی تخت دراز کشیدم ، چشمهام گرم شد داشت خوابم میبرد که صدایی کنار گوشم شنیدم : _ ستاره با شنیدن صدای ارباب زاده آهسته چشمهام رو باز کردم _جان _ چرا خوابیدی !؟ با …

توضیحات بیشتر »

رمان گرداب/پارت هشتادو سه

شونه بالا انداختم و لب هام رو جمع کردم: -نمی دونم..ازش بپرس.. چپ چپ نگاهم کرد و با حرص گفت: -من بپرسم؟..خاک تو اون سرت تو باید واسم استین بالا بزنی… -من واسه خودم اتفاقی شوهر پیدا کردم..تو جنگ و جدال و جاسوسی و کلفتی…چه توقعی داری… -بابا طرف اماده …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانم خوش زبون/پارت چهلو دو

رمان آقای مهربون خانم خوش زب

  با بغض گفتم: _خا چرا میزنی؟ یه بارم که خواستم ذوق کنم تِر بزنین تو ذوقم دستشو آورد بالا: _میگی یا یدونه دیگه چاشنیت کنم _نه نه میگم، بهم گفت بیا با هم… پرید وسط حرفم و یدونه زد تو صورتش: _هییی ای بی وجدان عوضی چطور تونست همچین …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیو هشت

  نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم منطقی باهاش صحبت کنم. آروم گفتم: _استاد این واحد خیلی برام مهمه…من واقعا نمی تونم حذفش کنم…! از پشت میزش بلند شد. همون طور که به سمت در می رفت گفت: _من هم نمی تونم با شلوغی و این وضع کنار بیام…! با …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من/پارت پنجاهو پنج

زمان شوهر غیرتی من

ارباب زاده وقتی دید همچنان ساکت دارم بهش نگاه میکنم با خشم به سمت من اومد گردنم رو تو دستش فشار داد محکم که با گریه نالیدم : _ دارید چیکار میکنید ارباب زاده دارم خفه میشم _ مگه نمیخواستی خودکشی کنی من دارم بهت کمک میکنم پس چرا انقدر …

توضیحات بیشتر »

رمان گرداب/پارت هشتادو دو

رمان گرداب

  چپ چپ نگاهش کردم و گفتم: -با عمه ام.. -اِ گمشو جدی پرسیدم..با کی حرف میزدی این وقت صبح؟… با حرص نگاهش کردم: -دارم میگم با عمه ام..چرا شیش میزنی… ابروهاش رو انداخت بالا و با تعجب نگاهم کرد: -جدی داشتی با عمه ت حرف میزدی؟..چرا؟… -نمیدونم..از دیشب احساس …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیو هفت

متعجب بهشون زل زدم که یکی از پسرا پرسید: _باور نمی کنم…!شما خانوم الن هستید…؟ همون مدلینگ معروف…! سری تکون دادم که یکی دیگشون گفت: _واییییی…شما آخه دانشگاه چیکار می کنید…؟ چشمامو ریز کردم و در جوابش گفتم: _مگه مدلینگا حق دانشگاه رفتن ندارن…؟ چندتاشون ریز ریز خندیدن که همون …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانم خوش زبون/پارت چهلو یک

کم کم همچین رفتم تو حس و حال آهنگ و ریتم که اصلا دیگه استرس و خجالت یادم رفت، فقط میرقصیدم و با آهنگ میخوندم من از چشمای تو؛ دنیاموُ می بینم…●♪♫ وقتی پیشم باشی، نزدیکت می شینم…●♪♫ روتو برگردونی؛ اون لحظه غمگینم… دنیا؛ بی چشمات دلگیره●♪♫ آروم آروم؛ توو …

توضیحات بیشتر »