خانه / رمان / رمانای تمام شده

رمانای تمام شده

رمان آقای مهربون خانم خوش زبون/پارت آخر

به علیسان نگاه کردم، اونم مثل من با گریه میخندید و ذوق داشت، یکی یکی بغلم کردن، دنیا محکم بوسم کرد و گفت: _دو تاشون شبیه خودتن، دعا کن بچه ی منم به خودم بره، به سینا بره یه کله استفراغیه زشت میشه سینا با حرص نگاهش کرد، دنیا که …

توضیحات بیشتر »