خانه / رمان

رمان

رمان گرداب/پارت صدو سیو نه

  دستش رو از تو دستم دراورد و پشت کمرم گذاشت و فشردم به خودش… نفس که کم اوردم، لب هام رو جدا کردم و پیشونیم رو به پیشونیش چسبوندم و چشم هام رو بهم فشردم…. نفس زنان و اروم گفتم: -برای اینکه خیالم راحت بشه سامیار.. با لجبازی، دوباره …

توضیحات بیشتر »

رمان صیغه اجباری/پارت آخر

چشمهاش رو باز و بسته کرد و گفت: _آره. لبخند شادی زدم و گفتم: _خدا کنه همینی که میگی باشه.! مشغول خوردن شام بودیم به دستور ارباب سهیلا و اردلان هم سر میز شام بودند صدای مادر ارباب بلند شد: _خوبه با کلفت و رعیت داریم غذا میخوریم! نگاهم و …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر شمرون “(پیشنهادی)”

– لیلی من تو رو میکشم. عین بچه های دو ساله میمونی انگار من هرچی می گم تو می خوای بدتر کنی. هر روز اینجا منو معطل می کنی. بابا خسته شدم انقدر اینجا منتظرت موندم. نیای خودم میرما! تلفن را روی لیلی قطع کرد. حالا آنقدر هم طول نمی …

توضیحات بیشتر »

رمان صیغه اجباری/پارت اول

با سیلی محکمی که تو گوشم زده شد پرت شدم روی زمین سرد که از برف پوشیده شده بود و صدای داد پدرم بود که به هوا رفت: _‌دختره نمک نشناس میخوای برادرت قصاص بشه آره ؟!‌ با گریه سرم و به نشونه ی نه تکون دادم و با گریه …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر شیطان/پارت یک

با حرص پامو زمین کوبیدم، این گردنش نشکست! همش به اون تسبیح بی صاحابش زل زده. اخرشم که بدون هیچ حرفی رفت. رو به نرگس با حالت زاری گفتم: _ ببین اصلا اعصاب ندارم تو برو خونتون من برم ی دور بزنم بعد میام! نرگس با خنده ای که شدیدا …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت آخر

  به سختی آب دهانمو قورت دادم و چیزی نگفتم که خم شد و گونم رو با عشق بوسید. چه قدر این مهربونی هاشو دوست داشتم…! روزی که باهاش ازدواج کردم شک داشتم که آیا دارم کار درستو انجام میدادم یا نه! حتی می خواستم وسط مراسم بزنم زیره همه …

توضیحات بیشتر »

رمان انتقام نا تمام خلاصه و پارت یک

            خلاصه : داستان در مورد دختری به اسم افسانه هست که در ششسالِ گذشته که پدرش رو از دست داده، حقایقی رو از گذشته فهمیده که الان میخواد حق پایمالشدهی پدرش رو بگیره. تا اینکه... به نام خدا  دلتنگی شبیه تو نیست، گاه …

توضیحات بیشتر »

رمان کویرعشق

  -خلاصه: بهار که به تازگی پروانه ی وکالتشو بعد از چند سال کار آموزی کنار وکیل بنامی گرفته و دفتری برای خودش تهیه کرده خیلی مشتاقه آقای نوید رو که شهره ی خاصی در بین وکلا داره رو از نزدیک ببینه و از تجربیاتش استفاده کنه … بالاخره میبینه …

توضیحات بیشتر »

رمان همخونه شیطون من/رمان روز های باتو

رمان همخونه شیطون من

 دوستان عزیز این دوتا رمان نیازی به معرفی نداره چون الان بیشتر رمان خونها اسم این دوتا رمان جذاب و عالی رو حتما شنیدن و منم این دوتا رمان رو حتما پیشنهاد میدم که بخونین این رمان تو یکی از سایت های ماست که قبلا هم رمانهای خوبشو خوندین برای …

توضیحات بیشتر »

رمان اشک شوکا

  شوکا دختر عمو حسن ،رعیت ارباب تیمور، در حال آماده کردن تدارکات عروسی با نامزدش رسول میباشد. بهادر پسر تیمور بعد از سالها از فرنگ باز میگردد و به همراه دوستانش برای چند روز تفریح به روستایی که پدرش ارباب آنجاست میرود و در آنجا شوکا را می بیند …

توضیحات بیشتر »

رمان مهاجر/رمان پرنسس

  دو رمان بسیار عالی با ژانر های متفاوت و هیجانی     دوتا از بهترین رمان هایی که تو این سایت جدیدمون برای افزایش بازدید سایت استفاده کردیم و مطمعن باشین از این رمانهای جدید نهایت رضایت و خواهی داشت   برای خواندن این رمانها به سایت دیوان رمان مراجعه …

توضیحات بیشتر »

رمان خاطره

  رمان عاشقانه و زیبا که داستانش روایت یک عشق غمگین و اتفاقات عجیبی که باعث تغییر داستان میشه حتما توصیه میکنم این رمان رو دنبال کنین   برای خواندن به سایت دیوان رمان مراجعه کنید…                             …

توضیحات بیشتر »