خانه / رمان آنلاین / رمان معشوقه استاد

رمان معشوقه استاد

رمان معشوقه استاد/پارت چهل

  انگار اون نمی خواست… و فقط هدفش این بود که به این بازی ادامه بده… برنامه که تموم شد بدون توجه به عکاس ها و طرفدارهایی که سعی داشتن به سمتم هجوم بیارن، با سرعت به سمت اتاقی که برام آماده کرده بودن رفتم و سریع داخلش شدم و …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیونه

معشوقه استاد

  اندوهگین گفت: _قصد من این بود که توی این دانشگاه پیشرفت کنی و بتونی با خودت کنار بیای و بفهمی که خیلی قوی هستی…قوی هستی چون می تونی جلوی مردی بشینی که یک روز بهت ضربه زد و تحقیرت کرد…می تونی توی چشماش زل بزنی و نفرتت رو فروکش …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیو هشت

  نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم منطقی باهاش صحبت کنم. آروم گفتم: _استاد این واحد خیلی برام مهمه…من واقعا نمی تونم حذفش کنم…! از پشت میزش بلند شد. همون طور که به سمت در می رفت گفت: _من هم نمی تونم با شلوغی و این وضع کنار بیام…! با …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیو هفت

متعجب بهشون زل زدم که یکی از پسرا پرسید: _باور نمی کنم…!شما خانوم الن هستید…؟ همون مدلینگ معروف…! سری تکون دادم که یکی دیگشون گفت: _واییییی…شما آخه دانشگاه چیکار می کنید…؟ چشمامو ریز کردم و در جوابش گفتم: _مگه مدلینگا حق دانشگاه رفتن ندارن…؟ چندتاشون ریز ریز خندیدن که همون …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیو شش

قدمی به سمتش برداشتم و منتظر بهش زل زدم. از جلوی آینه کنار رفت و کلافه گفت: _من با پیشنهادت موافق نیستم. متعجب یه تای ابروم رو بالا دادم و پرسیدم: _برای چی…؟ خودت گفتی همکاری با اون به نفع ما و برنده…! دست به سینه روبه روم ایستاد و …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیو پنج

با تموم شدن این حرفش بلند زدم زیر خنده…! طوری می خندیدم که انگار دارم یه فیلم فول کمدی میبینم. لئون عصبی از خنده های من،محکم روی میز کوبید و کلافه گفت: _به چی می خندی…؟به تلقب کردنت افتخارم می کنی…! دست از خندیدن کشیدم و با خونسردی گفتم: _استاد …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیو چهار

با استرس روی آخرین صندلی که در ته کلاس قرار داشت نشستم. با اینکه هنوز دلایل ادموند رو نشنیده بودم اما حاضر شدم به عنوان اولین جلسه این ترمم به دانشگاه بیام. البته این ترم ده جلسس که ازش گذشته اما آقای مایکلسون بهم اطمینان خاطر داد که می تونم …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیو سه

_آقای مایکلسون من مـ… برگشتم که باهاش چشم تو چشم شدم. با دیدن من و ادموند حرفش نیمه تموم موند و قدمی داخل اتاق گذاشت. در حالی که هم چنان داشتم با بهت نگاهش می کردم صدای آقای مایکلسون بلند شد: _آقای لئون آلبرت یکی از بهترین اساتید ما در …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیودو

شونه ای بالا انداختم و گفتم: _هیچی…فقط براش آرزوی موفقیت کردم،رسیده شدنش دستپخت ادمونده. هرسه ریز ریز خندیدیم که ادموند گفت: _تو برام خط و نشون کشیدی منم مجبور شدم که به کل ناامیدش کنم. یه تای ابرومو بالا دادم و گفتم: _حالا نه که چقدرم تو خط و نشون …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سیو یک

از جام بلند شدم و محکم دستامو روی میز کوبیدم و گفتم: _آدمایی مثل تو حالمو بهم می زنن…گفتم که نمیشناسمت!نکنه برای اخاذی کردن اومدی سراغ من…؟ سرشو کمی جلوتر آورد و با ترش رویی ساختگی گفت: _عه اینجوری حرف نزن دیگه عزیزم دلم می کشنه…!تو منو خوب میشناسی. مکث …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت سی

کلافه از جام بلند شدم و در حالی که طول و عرض سالن رو طی می کردم گفتم: _مگه خودش درمورد شهرت و اعتبار جدیدش بهت چیزی نگفته…! ماهی جون:منظورت از شهرت جدید چیه دختر…؟خودت که می دونی از وقتی که اون حماقتو در حق تو کرد من دیگه مثل …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت بیستو نه

به در تکیه داد و گفت: _اره و منتظر تو هستن. به سمتش رفتم و گفتم: _من آمادم بریم. چیزی نگفت و از جلوی در کنار رفت. همراه با ادموند به مکانی که همیشه عکاسی در اونجا انجام میشد رفتیم. شارلوت مثل همیشه قبل از اینکه جلوی دوربین برم در …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت بیستو هشت

آب دهنمو به سختی قورت دادم و گفتم: _اونش دیگه به تو ربطی نداره. لبخند ژکوندی زد و کنارم با فاصله روی تخت نشست و گفت: _تازه داره چیزای جالبی درمورد تو دستگیرم میشه…! اخم کردم و گفتم: _من اصلا نمی دونم تو کی هستی بعد تو سرتو کردی توی …

توضیحات بیشتر »

رمان معشوقه استاد/پارت بیستو هفت

”کمند” به سختی پلکامو از هم شکافتم. تمام بدنم به شدت درد می کرد و حتی نمی تونستم میلی متری تکونش بدم. احساس می کردم یه تریلی ۱۸ چرخ از روم رد شده. چند باری پلک زدم تا دیدم بهتر شد. به سختی سرمو به طرفین چرخوندم و تازه متوجه …

توضیحات بیشتر »