خانه / رمان آنلاین / رمان معشوقه استاد/پارت بیستو هشت

رمان معشوقه استاد/پارت بیستو هشت

آب دهنمو به سختی قورت دادم و گفتم:
_اونش دیگه به تو ربطی نداره.

لبخند ژکوندی زد و کنارم با فاصله روی تخت نشست و گفت:
_تازه داره چیزای جالبی درمورد تو دستگیرم میشه…!

اخم کردم و گفتم:
_من اصلا نمی دونم تو کی هستی بعد تو سرتو کردی توی زندگی من و می خوای آمارمو در بیاری…؟

با لحن اغواگرانه ای گفت:
_من می تونم کمکت کنم که تابعیت اینجا رو بگیری…
پوزخند معنا داری زدم و گفتم:
_من به کمک کسی نیاز ندارم ممنون…فقط خسارت این بلایی که سرم اوردی بده چون می خوام زودتر برگردم به کشورم…

_میدونی اصلا من کی هستم که اینطوری کمکمو پس می زنی…!

با طعنه در جوابش گفتم:
_هه لابد رئیس جمهوری چیزی هستی و به خاطر قلب مهربونی که داری می خوای تابعیت منو ردیفش کنی اما نه مرسی من به کمک هیچکس نیاز ندارم.
و بعد با حرص از روی تخت بلند شدم.
خواستم به سمت در برم و داد و هوار کنم تا یکی بیاد اینو از اینجا ببره اما با حرفی که زد نرسیده به دره اتاق سره جام میخکوب شدم…!

_هیچ میدونستی می تونی یه ادم مشهور و میلیونر بشی فقط به خاطره ظاهر جذابی که داری؟من می تونم به تو کمک کنم و تو به من!

 

همین که به سمتش چرخیدم،لبخندی زد که بیشتر شبیه دهن کجی به من بود!

نگاه پر از تردید و کنجکاو منو که دید گفت:
_از پیشنهادم خوشت اومد نه…!

موهای پریشونمو کنار زدم و گفتم:
_تو واقعاکی هستی…؟

از جاش بلند شد و در حالی که طول و عرض اتاق رو طی می کرد گفت:
_می دونی اولش از کجا فهمیدم که تو مال اینجا نیستی؟

چیزی نگفتم که ادامه داد:
_چون منو نشناختی…هرکس دیگه ای که جای تو بود با شناختن من حداقل با لحن محترمانه تری صحبت می کرد…!

خیلی کنجکاو شده بودم تا بفهمم کیه و چه مقام و جایگاهی داره که اینطور از خودش تعریف می کنه…
خواننده که صد در صد نیست چون من اکثرا خواننده های آمریکایی رو میشناختم.

شاید بازیگر یا یه فرد سیاسی باشه!
با تعجب پرسیدم:
_بازیگری…؟!

ابرویی بالا انداخت وگفت:
_نه…اما نزدیک شدی، من کسیم که می تونم یه شبه زندگیتو تغییر بدم!

پوزخندی زدم و گفتم:
_چرا باید حرفاتو باور کنم؟از کجا معلوم حرفات دروغ نباشن!…اگه واقعا یه فرد مهم باشی چرا باید به کمک من که یه فرد عادی ام نیاز داشته باشی…!

با لحن اغواگرانه ای گفت:
_بهت حق میدم که بهم اعتماد نکنی اما من به کمکت احتیاج ندارم…برندمون بهت نیاز داره…

متعجب ابرویی بالا انداختم و گفتم:
_برند…؟یعنی تو مدلینگ هستی!

لبخند ژکوندی زد و گفت:
_اره و اگر باور نمی کنی میتونی یه سر به سایتا و پوسترای توی خیابون بزنی.
قدمی به سمتم برداشت و ادامه داد:
_ببین همون طور که بهت گفتم من می تونم به تو کمک کنم و تو به من،به نفعته که با من همراه بشی چون به خاطر قیافه جذابی که داری می تونی هم شهرت کسب کنی و هم قدرت و ثروت!

*****************
~سه سال بعد~

دستی میون موهام که حالا اندازشون تا شونه هام بودن کشیدم و لبخند دندون نمایی به تصویر خودم توی آینه زدم.

این رنگ مو طلایی که دیروز شارلوت برام زده بود به چشمای آبی رنگم حسابی میومد و منو مثل یه شهروند غربی نشون میداد.
پوسترای جدیدم با این ظاهر جذاب و جدید حتما غوغا می کردن…

خوشحال بودم از اینکه خریت نکردم و پیشنهاد ادموندو برای وارد شدن به عرصه مدلینگی پذیرفتم.

نفس عمیقی کشیدم و چشمامو بستم و دستمو روی قلبم گذاشتم.
توی این سه سال من حسابی تغییر کرده بودم.
این قدر که دیگه حتی خودمو به سختی میشناختم.
دیگه اون دختره لوس و لجباز قدیم نبودم.

من عوض شده بودم و از این منه جدید به شدت راضی بودم و لذت می بردم.
چشمامو باز کردم و به سمت ست اسپورتی که روی تخت قرار داشت رفتم.

نگاهی به ست انداختم و لبخندی از روی رضایت زدم.
خوشحال بودم که حالا یکی از مدل های برند نایک شده بودم.
لباسمو با ست اسپورت تعویض کردم و دوباره جلوی آینه رفتم.

مشغول دید زدن خودم با اون ست توی آینه بودم که تقه ای به در خورد.
آروم گفتم:
_بیا تو.

در باز شد و ادموند در حالی که مثل همیشه خوشتیپ و جذاب به نظر می رسید میون چهارچوب در نمایان شد.
با دیدن من لبخند رضایتی زد و گفت:
_آماده ای…!

سری تکون دادم و گفتم:
_اره…عکاس اومده…

درباره ی ali aghapoor

مطلب پیشنهادی

رمان گرداب/پارت هفتادوهفت

  چسبیدم بهش و دست هام رو روی کمرش گذاشتم و همراهیش کردم.. سرم رو …

15 دیدگاه

  1. وای عالی بود اقای اقاپور

    ممنون بابت زحماتتون

  2. پارت بعدی رو کی میذارید

  3. سلام خدا قوت رمان عالی هست ولی اگه میشه پارت گذاری رو هر روز انجام بدید. خیلی خوب میشه ممنونم ?

  4. سلام رمانتون عالیه میشه زمان هرپارت گذاری رواعلام کنید ممنون

  5. سبام چرا پارت بعدی رو نمیزارید؟؟؟؟

  6. امروز پارت داریم

  7. ساعت نه پس کی میزارید

  8. کی پارت میزدید همون موقع سر بزنیم

  9. سلام پس کی پارت میزارید

  10. پارت سی چرا نیست

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *