خانه / رمان آنلاین / رمان شوهر غیرتی من /پارت هفده

رمان شوهر غیرتی من /پارت هفده

_ارباب
با شنیدن صدام به چشمهام خیره شد و گفت:
_جانم
_شما اون دختره رو از کجا میشناسید!؟
نفس عمیقی کشید و گفت:
_اون دختر دختری بود که یه روزی عاشقش بود و قرار بود باهاش ازدواج کنم.
_پس چیشد!؟
_اما اون دختر متعهدی نبود با بقیه بود همزمان که با من بود من هم تحمل این جور رفتارا رو نداشتم ازش برای همین نتونستم شرایطش رو قبول کنم و فرستادمش رد کارش.
_اون دختر الان میخواد ازت انتقام بگیره
_یجورایی
_شما هنوز عاشقش هستید!؟
_دیگه نه
تا خواستم چیزی بگم صدای در اتاق اومد و پشت بندش صدای خدمتکار آقا نهار آماده است
_الان میایم برو
بلند شدم و همراه ارباب سالار به سمت پایین حرکت کردیم همه سر میز شام نشسته بودند کنار ارباب نشستم که صدای اون دختره بلند شد
_تا جایی که میدونستم سلیقه ات این مدل دخترای دهاتی نبود.
با شنیدن این حرفش بغض کردم سرم رو پایین انداختم که صدای ارباب بلند شد:
_تو نمیخواد زیاد به خودت فشار بیاری من همسرم رو دوست دارم

پوزخندی زد و گفت:
_چرا بهت برخورد حالا بیراه که نمیگم
صدای خانوم بزرگ بلند شد
_بهتره حدت رو بدونی دخترجون نازگل عروس منه دوست ندارم باهاش برخورد بدی بشه فهمیدی!؟
دختره عصبی بلند شد و رفت دلم خنک شد این دختره مار صفت میخواست با شوهر من بخوابه خودم با دستای خودم میکشتمش
_نازگل
با شنیدن صدای ارباب سرم رو بلند کردم و بهش خیره شدم که با لبخند گفت:
_غذات و بخور نمیخوام بچه امون ضعیف باشه
_این بچه حامله اس!؟
با شنیدن صدای بهت زده اون زن سرم رو بلند کردم که خانوم بزرگ پر غرور گفت:
_بله حامله اس
اون زن ساکت شد و دیگه هیچ حرفی نزد اما از نگاه های بدی که بهم میکرد اصلا حس خوبی بهم دست نمیداد
_ارباب
با شنیدن صدام سرش رو بلند کرد و بهم خیره شد و گفت:
_جانم
_من سیر شدم میتونم برم اتاقمون
سری تکون داد و خودش هم بلند شد و گفت:
_بریم
_انقدر زل ذلیل نبودی سالار

درباره ی ali aghapoor

مطلب پیشنهادی

رمان شوهر غیرتی من/پارت هشتادو پنج

_ مامان با شنیدن صدای امیرعباس به سمتش برگشتم و گفتم : _ جان _ …

6 دیدگاه

  1. سلام چرا پارت دیگشو نمی زارین؟
    شما گفتین دیشب ولی دیشبم پارت بعدی شو نزاشتین؟

  2. سلام چرا پارت بعدی رو نمی زارین؟

  3. پارت بعدی کی میاد؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *